ضد حال های موجود در اینترنت

می ری تو یه وبلاگی میبینی موزیک قالبش آهنگ شماعی زاده هست!

2-یه فایل زیپ دانلود می کنی به جز آنفلوانزای مرغی تمام ویروسها توشن

3-تو جستجو گر گوگل تایپ می کنی کرگدن.عکس خودتو پیدا می کنه

4-بعد از کلی کار و خستگی می ری اینترنت می بینی یاهو و گوگل هم فیلتر شدن

5-داری واسه استادت ایمیل(التماس و پاچه خواری واسه نمره) میزنی.یهو کارتت تموم میشه

6-سایت رو با هزار بدبختی تو گوگل سرچ میکنی موقع جستجو می افته صفحه 400!

7-3 ساعت یه فایل و دانلود می کنی (بدو ن DAP)به 99 در صد که می رسی یهو reset می شی.

8-رو لینک بالای 18 سال کلیک می کنی یهو می ری تو سایت عمو پورنگ!

لعنت به مستراحی که.....

لعنت به مستراحی که برچسب قرمز و آبی شیرش برعکس خورده باشد.نیشخند
لعنت به مستراحی که سوسک ها بدون اطلاع و هماهنگی سرشان را از چاه بیرون بیاورند.نیشخند
لعنت به مستراحی که مرکز کانونی تحدّب کاسه اش روی صورت آدم باشد.
نیشخند
لعنت به مستراحی که قبل از نشستن کسی درش را بزند.
نیشخند
لعنت به مستراحی که آبش برود و آفتابه اش خالی باشد.
نیشخند
لعنت به مستراحی که پشت درش نوشته باشند: «لعنت بر پدر و مادر کسی که در این مکان ب... .»نیشخند
لعنت به مستراحی که صدا را 56 مرتبه اکو کند.
نیشخند
لعنت به مستراحی که شیلنگش از هفت جا سوراخ شده باشد.
نیشخند
لعنت به مستراحی که سر شیلنگش همیشه توی چاهش افتاده باشد.
نیشخند
لعنت به مستراحی که فاصله کاسه اش از دیوار پشتی فقط یک سانت باشد.
نیشخند
لعنت به مستراحی که فشار شیر آبش مثل شیر سماور است.
نیشخند
لعنت به مستراحی که بدون آن بنی بشر هیچ چی نیست.
نیشخند

 

قهقههقهقههقهقهه

دوستان راستی پروفایلم فعاله می تونید برید ببینید.


اهل دانشگاهم
رشته ام علافیست
جیبهایم خالیست
پدری دارم
...
حسرتش یک شب خواب!
دوستانی همه از دم ناباب
و خدایی که مرا کرده جواب
اهل دانشگاهم
قبله ام استاد است
جانمازم نمره!
خوب میفهمم سهم آینده من بیکاریست
من نمیدانم که چرا میگویند
مرد تاجر خوب است و مهندس بیکار
و چرا در وسط سفره ما مدرک نیست
چشم ها را باید شست
جور دیگر باید دید
باید از مردم دانا ترسید!
باید از قیمت دانش نالید!
وبه آنها فهماند
که من اینجا فهم را فهمیدم
من به گور پدر علم و هنر خندیدم
 

بدون شرح

بچگی های رجب ایدیویک!

بچگی های رجب ایویدیک !

حقیقت دانشگاه از دید دخترها و پسرها

حقیقت دانشگاه از دید دخترا و پسرا

اگر از پسرهاي پشت كنكور بپرسيد براي چه مي‌خواهند به دانشگاه بروند جواب حقيقي آنها اين خواهد بود: دختربازي .


اگر از دخترها بپرسيد: میگویند براي انتخاب شوهر .


حالا تكليف اون خانواده بدبخت روشنه كه جوونشون را مي‌فرستند دانشگاه كه مثلا درس بخونه.

ميدونيد توي محيط دانشگاه چه خبره؟ نه؟ پس اينو بخونيد:


* سري به يكي ازخانه هاي دانشجويي پسرها ميزنيم. سه پسر در گوشه اي مشغول پاستور بازي هستند و حسابي جر ميزنند. آنقدر حواسشان پرت است كه يادشان رفته غذا بالاي اجاق داردمي‌سوزد.


* حال سري به خوابگاه دخترها ميزنيم. سه دختر ساعت 12 شب ملحفه‌ها را به هم گره زده‌اند و ازپنجره‌ي اطاق مشغول كشيدن پسري به اطاق خودشان كه طبقه دوم است هستند. ناگهان صداي آژير پليس كه از آن نزديكي مي‌گذرد مي‌آيد و دخترها از ترس ملحفه ها را ول مي‌كنند. پليس به طرف او مي‌آيد و چند روز بعد به پسرك مي‌گويد ما اصلا شما را نديده بوديم.


* سري به يكي از كافي شاپهاي اطراف دانشگاه ميزنيم. يك پسر و دختر كنار هم مشغول حرف زدن هستند. بعد از مدتي پسره با دادن قول ازدواج كردن دختره رو خر میکنه و شروع میکنن به حرفهای عاشقونه بعد از مدتي هم از هم جدا مي‌شوند نه كك اين ميگزه نه اون.


* سر يكي از كلاسهاي درس هستيم 4 پسر پشت سر دختري نشسته‌اند و با تلاش زياد طوريكه نه دختره و استاد و نه بقيه دانشجويان بفهمند دارند با گچ پشت مانتوي دختره مي نويسند (من خرهستم).


* ماه رمضونه دانشجویان. صاحبخانه پسرها دلش به حال آنها مي‌سوزه و براي آنها سوپ مياره.

پسرها بلافاصله سوپ را در ظرفي از ظروف خودشان خالي مي‌كنند و براي دخترهاي دانشجوي همسايه مي‌برند كه بله، اينو ما پختيم. دخترها فكر مي‌كنند كه اينها ديگه آدم شده‌اند و با تعارف سوپ را مي‌گيرند. غافل از اينكه پسرها...


حقيقت اصلي دانشگاه اينه !!!!!!

slmmmmmmm khubid؟ man asan khub nissam farda mikhan do0stamo ke tO ye kela3 DGAN ro bebaran ordoOoOo maro ham nemibaran avazia ta hala 2bar raftanaaaa vali bazam daran mibraneshoOn. ah ah bad ma bayad beshinim emtehan riazi bedim ya arabie mozakhrafo tahamMol konim.

سلوووم دوس جونیاااا

هَرکیـ تونِستـ جَوآب بُدهـ


بهـ نِگَهبآنـ کَندویـ زَنبور عَسلـ چیـ میـ گَنـ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



بِرینـ اِدآمهـ جَوآبِشـ هَستـ وَلی اَوَلـ خودِتونـ جَوآبـ بِدینـ

ادامه نوشته

نبرد رستم و جومونگ (شعر طنز)

نبــــــــــــرد رســـــــتـــــم و جـــــــومــــــــونگ(خیلی باحاله)

کنون رزم جومونگ و رستم شنو، دگرها شنیدستی این هم شنو

به رستم چنین گفت اون جومونگ!

ندارم ز امثال تو هیچ باک
که گر گنده ای من ز تو برترم
اگر تو یلی من ز تو یلترم

رستم انگار بهش برخورد، یهو قاطی کرد و گفت:

منم مرد مردان ایران زمین
ز مادر نزادست چون من چنین
تو ای جوجه با این قد و هیکلت
برو تا نخورده است گرز بر سرت

جومونگ چشماشو اونطوری گشاد کرد و گفت:

تو را هیچ کس بین ایرانیان
نمی داندت چیست نام و نشان
ولی نام جومونگ و
سوسانو را
همه میشناسند در هر مکان
تو جز گنده بودن به چی دلخوشی
بیا عکس من را به پوستر ببین
ببین تی وی ات را که من سوژشم
ببین حال میدن در جراید به من
منم
سانگ ایل گوکه نامدار
ز من گنده تر نامده در جهان
تو در پیش من مور هم نیستی
کانال ۳ رو دیدی؟ کور که نیستی

در اینحال رستم پهلوان، لوتی نباخت و شروع به رجز خوانی کرد:

چنین گفت رستم به این مرد جنگ
جومونگا ! تویی دشمنم بی درنـگ
چنان بر تنت کـــوبم ایـــن نعلبکی
که دیگر نخواهی تو سوپ، آبــکی
مگـــر تو نـــدانی که مـن کیستم؟
من آن (تسو) سوسولت! نیستم
منم رستم، آن شیر ایــران زمین
(بویو) کوچک است در نگاهم همین

بعد از رجز خوانی رستم پهلوان، جومونگ از پشت تپه ای که آنجا پنهان شده بود آمد:

جومونگ آمد از پشت تل سیاه
کنارش(یوها) مــادر بی گنـاه!
بگفت:هین! منم آن
جومونگ رشید
هم اینک صدایت به گوشــم رسید
(سوسانو) هماره بود همسرم
دهــم من به فرمان او این سرم
چون او گفته با تو نجنگم رواست
دگر هر چه گویم به او بر هواست!

و بعد از حرفهای جومونگ درد دل رستم آغاز گردید:

و این شد که رستم سخن تازه کرد
که حرف دلش گفت (پس کو نبرد؟!)
بگفت ای جومونگا که حرف دل است
که زن ها گـــرفتند اوضــاع به دست
که ما پهلوانیم و این است حالمان
که دادار باید رسد بر دل این و آن!

و اینچنین شد که دو پهلوان همدیگر را در آغوش گرفتند و بر حال خود گریه سر دادند:

بگذار تا بگرییم چون ابر در بهــــــاران
کز سنگ ناله خیزد بر حال ما جوانان!

ضد  he he he boysss

تاحالا دقت كردين پسرای امروزی قشنگ تراز ما دخترا ابرو ور میدارن ؟ آدم حسوديش ميشه دلش ميخواد بپرسه كجا ابرو ور ميدارن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

دیگر هیچ مردی به هوایت سر به بیابان نمیذارد..ساده شده ای لیلی جان؟؟!
مردان روزگار ما،با یک کلیک روزی هزار بار عاشق میشوند..!

هاشمی نسب حرف جالبی زدمیگفت قدیما میرفتیم پشت لبمون چسب میچسبوندیم که شکل بابمون بشیم ولی الان پسرا میرن ابرو برمیدارن که شکل مامانشون بشن؟!!!!
یکم رو این موضوع فکر کنید ای پسرایی که میرید ابرو بر میدارین:(

ﺟﺪﻳﺪﺍ ﭘﺴﺮﺍ ﺍﺑﺮﻭ ﺑﺮﻣﻴﺪﺍﺭﻥﻣﻮﻫﺎﺷﻮﻧﻮ ﻫﺎﻱ ﻻﻳﺖ ﻭ ﻟﻮﻻﻳﺖ ﻣﻴﻜﻨﻦ ﻧﺎﺧﻦ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﻴﻜﻨﻦ
ﺑﺎ ﻋﺸﻮﻩ ﺣﺮﻑ ﻣﻴﺰﻧﻦ
ﻛﻢ ﻛﻢ ﻣﻴﺘﺮﺳﻴﻢ ﭘﺎﺭک ﺩﻭﺑﻞ ﺭﻭ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻛﻨﻦ !

مرده ميره خونه به زنش ميگه يالا چمدونتوببند تو قرعه كشي بانك يه ميلياردبرنده شدم!!!زنش ميگه هوراااا حالا كجا ميخايم بريم...

مرده ميگه من هيجا نميرم تو بايد بري همون جايي كه اومدي...خونه بابات!!!!!!

یه زن روانشناس هم نگرفتیم ، که بریم بهش خیانت کنیم درکمون کنه

داداشای گلم

شلوار رنگی بپوشید ولی خداییش دیگه کفش زرد و شلوار قرمز و پیراهن سبز نپوشید
اسمارتیز که نیستید آخه :|

یه دوست دختر هم نداریم وقتی ازش دوریم بپرسیم چه خبر؟ بگه ملالی نیست جز دوریه تو...

یه دوست دختر هم نداریم هر وقت میره مسافرت شارژر گوشیشو جا بزاره تا برگرده گوشیش خاموش باشه هر غلطی خواست بکنه...

تاحالا دقت كردين پسرای امروزی قشنگ تراز ما دخترا ابرو ور میدارن ؟ آدم حسوديش ميشه دلش ميخواد بپرسه كجا ابرو ور ميدارن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

دیگر هیچ مردی به هوایت سر به بیابان نمیذارد..ساده شده ای لیلی جان؟؟!
مردان روزگار ما،با یک کلیک روزی هزار بار عاشق میشوند..!

هاشمی نسب حرف جالبی زدمیگفت قدیما میرفتیم پشت لبمون چسب میچسبوندیم که شکل بابمون بشیم ولی الان پسرا میرن ابرو برمیدارن که شکل مامانشون بشن؟!!!!
یکم رو این موضوع فکر کنید ای پسرایی که میرید ابرو بر میدارین:(

ﺟﺪﻳﺪﺍ ﭘﺴﺮﺍ ﺍﺑﺮﻭ ﺑﺮﻣﻴﺪﺍﺭﻥﻣﻮﻫﺎﺷﻮﻧﻮ ﻫﺎﻱ ﻻﻳﺖ ﻭ ﻟﻮﻻﻳﺖ ﻣﻴﻜﻨﻦ ﻧﺎﺧﻦ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﻴﻜﻨﻦ
ﺑﺎ ﻋﺸﻮﻩ ﺣﺮﻑ ﻣﻴﺰﻧﻦ
ﻛﻢ ﻛﻢ ﻣﻴﺘﺮﺳﻴﻢ ﭘﺎﺭک ﺩﻭﺑﻞ ﺭﻭ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻛﻨﻦ !

مرده ميره خونه به زنش ميگه يالا چمدونتوببند تو قرعه كشي بانك يه ميلياردبرنده شدم!!!زنش ميگه هوراااا حالا كجا ميخايم بريم...

مرده ميگه من هيجا نميرم تو بايد بري همون جايي كه اومدي...خونه بابات!!!!!!

یه زن روانشناس هم نگرفتیم ، که بریم بهش خیانت کنیم درکمون کنه

داداشای گلم

شلوار رنگی بپوشید ولی خداییش دیگه کفش زرد و شلوار قرمز و پیراهن سبز نپوشید
اسمارتیز که نیستید آخه :|

یه دوست دختر هم نداریم وقتی ازش دوریم بپرسیم چه خبر؟ بگه ملالی نیست جز دوریه تو...

یه دوست دختر هم نداریم هر وقت میره مسافرت شارژر گوشیشو جا بزاره تا برگرده گوشیش خاموش باشه هر غلطی خواست بکنه...

ضد  he he he boysss

میدونید چرا بیشتر نخبه های جهان و رتبه اولی های کنکور پسرن؟؟؟؟
چون به خاطر ترس و فرار از سربازی عین س.......گ
درس میخونن!؟!!؟!؟!؟
سلامتی داداشای گلم که هنوز سربازی نرفتن!؟!؟!؟!


دانشمندان دریافتند نگاه مردان به سالگردازدواج مانند نگاه گوسفندان است به عید قربان...

دوستم چند روز سرما خورده بوده. بعدش مامانش براش گواهی مینویسه و میبره مدرسه که غیبت نزنن براش.

یه روز بعد از وقتی که گواهیو تحویل میده، ناظمشون صداش میکنه از سر کلاس میپرسه این چیه اوردی واسه من؟؟؟
میگه : گواهی دکترمونه دیگه
نگو مامان پسره دکتر زنان و زایمان بوده!

داریم کم کم نزدیک میشیم به روزی که یه پسر از خودش عکس بزاره زیرش

.
.
.
.
بنویسه اینم من بدون آرایش!!!
خخخخخخخخخ ای خداااااااااااا


پسره جوراب پوشیده ساق کوتای دخترونه با گلای صورتی...

آخه من چ جوری بزنم بکشمش ک طبیعی جلوه بده؟!

qn ذخغ

میدونید چرا بیشتر نخبه های جهان و رتبه اولی های کنکور پسرن؟؟؟؟
چون به خاطر ترس و فرار از سربازی عین س.......گ
درس میخونن!؟!!؟!؟!؟
سلامتی داداشای گلم که هنوز سربازی نرفتن!؟!؟!؟!


دانشمندان دریافتند نگاه مردان به سالگردازدواج مانند نگاه گوسفندان است به عید قربان...

دوستم چند روز سرما خورده بوده. بعدش مامانش براش گواهی مینویسه و میبره مدرسه که غیبت نزنن براش.

یه روز بعد از وقتی که گواهیو تحویل میده، ناظمشون صداش میکنه از سر کلاس میپرسه این چیه اوردی واسه من؟؟؟
میگه : گواهی دکترمونه دیگه
نگو مامان پسره دکتر زنان و زایمان بوده!

داریم کم کم نزدیک میشیم به روزی که یه پسر از خودش عکس بزاره زیرش

.
.
.
.
بنویسه اینم من بدون آرایش!!!
خخخخخخخخخ ای خداااااااااااا


پسره جوراب پوشیده ساق کوتای دخترونه با گلای صورتی...

آخه من چ جوری بزنم بکشمش ک طبیعی جلوه بده؟!

میدونید چرا بیشتر نخبه های جهان و رتبه اولی های کنکور پسرن؟؟؟؟
چون به خاطر ترس و فرار از سربازی عین س.......گ
درس میخونن!؟!!؟!؟!؟
سلامتی داداشای گلم که هنوز سربازی نرفتن!؟!؟!؟!


دانشمندان دریافتند نگاه مردان به سالگردازدواج مانند نگاه گوسفندان است به عید قربان...

دوستم چند روز سرما خورده بوده. بعدش مامانش براش گواهی مینویسه و میبره مدرسه که غیبت نزنن براش.

یه روز بعد از وقتی که گواهیو تحویل میده، ناظمشون صداش میکنه از سر کلاس میپرسه این چیه اوردی واسه من؟؟؟
میگه : گواهی دکترمونه دیگه
نگو مامان پسره دکتر زنان و زایمان بوده!

داریم کم کم نزدیک میشیم به روزی که یه پسر از خودش عکس بزاره زیرش

.
.
.
.
بنویسه اینم من بدون آرایش!!!
خخخخخخخخخ ای خداااااااااااا


پسره جوراب پوشیده ساق کوتای دخترونه با گلای صورتی...

آخه من چ جوری بزنم بکشمش ک طبیعی جلوه بده؟!

برید ادامه فقط دلتونو بگیرید و سیع کنید نخندید دوست جونیاااا

ادامه نوشته

اینم ی پسر هنرمند تو رو خدا ببین هنرمندی تا

 کجا........

سفارشم قبول میکنه اگه شالگردنی چیزی بخواین

براتون میبافه

اااااااواااااااا مامانم اینا

 عکس های بامزه از سوتی ها و اتفاقات جالب ایرانی | www.irannaz.com

یه ضد boy دیگه

تو رو خدا برید ادامه خیلی باحاله و البت حقیقته
ادامه نوشته

دوستان من یه مطلب جدید یافیتم ضد ضد ضد پسر برید ادامه...

ادامه نوشته

بجه ها من عشق کره و بخصوص k-pop هم هستم بخاطر همین گاهی اوقات درباره کره هم مطلب می زارم...

چه زیباست بخاطر تو زیستن

وبرای تو ماندن بپای تو مردن وبه عشق تو سوختن؛

وچه تلخ وغم انگیز است، دور از توبودن، برای تو گریستن؛

و به عشق و دنیای تو نرسیدن؛ ایکاش می دانستی بدون تو،

مرگ گواراترین زندگیست؛ بدون تو وبه دور ازدستهای مهربانت،

زندگی چه تلخ وناشکیباست. ایکاش می دانستی مرز خواستن کجاست،

وایکاش میدیدی قلبی راکه فقط؛

برای تو می تپد

 M.S

دوست دارم تا اخرين باقيمانده ی جانم تو را عاشق  كنم

زندگی من در زلالی چشمان تو خلاصه شده

زندگی من در نفس های بازدم تو جاری شده

 زندگی من در همين از تو نوشتن ها وسعت يافته

نفس كشيدن من تنها با ياد اوری زنده بودن تو امكان پذير است

همين كه گاه نگاه چشمان پر از عشق يا سردی تو را ميبينم برايم كافی است و قانع

كننده است كه زندگی زيباست

اگر روزی از ديار من سفر كنی با چشمانی نابينا شده از گريستن در نبودت جای

قدمهايت را بر روی سنگفرش خيابان گل باران ميكنم

 

چه زیباست بخاطر تو زیستن

وبرای تو ماندن بپای تو مردن وبه عشق تو سوختن؛

وچه تلخ وغم انگیز است، دور از توبودن، برای تو گریستن؛

و به عشق و دنیای تو نرسیدن؛ ایکاش می دانستی بدون تو،

مرگ گواراترین زندگیست؛ بدون تو وبه دور ازدستهای مهربانت،

زندگی چه تلخ وناشکیباست. ایکاش می دانستی مرز خواستن کجاست،

وایکاش میدیدی قلبی راکه فقط؛

برای تو می تپد

 M.S

دوست دارم تا اخرين باقيمانده ی جانم تو را عاشق  كنم

زندگی من در زلالی چشمان تو خلاصه شده

زندگی من در نفس های بازدم تو جاری شده

 زندگی من در همين از تو نوشتن ها وسعت يافته

نفس كشيدن من تنها با ياد اوری زنده بودن تو امكان پذير است

همين كه گاه نگاه چشمان پر از عشق يا سردی تو را ميبينم برايم كافی است و قانع

كننده است كه زندگی زيباست

اگر روزی از ديار من سفر كنی با چشمانی نابينا شده از گريستن در نبودت جای

قدمهايت را بر روی سنگفرش خيابان گل باران ميكنم

 

تمام اسمان من پر از شهاب می شود

  من عاااشق این اهنگم توی رمان یلدا هم اگه خونده باشید هستش


نگاه کن که غم درون ديده ام

                چگونه قطره قطره آب مي شود          

                                       چگونه سايه سياه سرکشم

                  اسير دست آفتاب مي شود

 نگاه کن

         تمام هستيم خراب مي شود

                  شراره اي مرا به کام مي کشد

                                         مرا به اوج مي برد

                                                      مرا به دام ميکشد

 نگاه کن

       تمام آسمان من

               پر از شهاب مي شود

                       تو آمدي ز دورها و دورها

                                   ز سرزمين عطر ها و نورها

                  نشانده اي مرا کنون به زورقي

                                          ز عاجها ز ابرها بلورها

                                                        مرا ببر اميد دلنواز من

                                    ببر به شهر شعر ها و شورها

               به راه پر ستاره ه مي کشاني ام

 فراتر از ستاره مي نشاني ام

 نگاه کن

       من از ستاره سوختم

                لبالب از ستارگان تب شدم

                          چو ماهيان سرخ رنگ ساده دل

                                          ستاره چين برکه هاي شب شدم

                         چه دور بود پيش از اين زمين ما

 به اين کبود غرفه هاي آسمان

               کنون به گوش من دوباره مي رسد

صداي تو

       صداي بال برفي فرشتگان

                  نگاه کن که من کجا رسيده ام

                           به کهکشان به بيکران به جاودان

                                                کنون که آمديم تا به اوجها

                                مرا بشوي با شراب موجها

                 مرا بپيچ در حرير بوسه ات

                                                مرا بخواه در شبان دير پا                                                                                                                                                                         

مرا دگر رها مکن

           مرا از اين ستاره ها جدا مکن

                          نگاه کن که موم شب براه ما

                                        چگونه قطره قطره آب ميشود

                              صراحي سياه ديدگان من

 به لالاي گرم تو

          لبالب از شراب خواب مي شود

                         به روي گاهواره هاي شعر من

 نگاه کن

           تو ميدمي و آفتاب مي شود

 

 

 

ادامه نوشته